سفارش تبلیغ
صبا
 
جوک و خنده
پنج شنبه 90 آبان 26 :: 6:14 عصر ::  نویسنده : محمد

پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی ؟
گفت : فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام

گفت : از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی ؟
گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام

گفت : اهل خاک پاک اصفهانی یا اراک ؟
گفت : اهل شهر آباد و خوش آباده ام

گفت : خیلی شاد هستی ، باده لابد خورده ای
گفت : هم از باده خور بیزارم ، هم از باده ام

گفت : از جام وصال نازنینی سرخوشی ؟
گفت : از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام

گفت : پس شاید قماری کرده ای ، پولی برده ای
گفت : من در راه برد و باخت پا ننهاده ام

گفت : پولی از دکان یا خانه ای کش رفته ای ؟
گفت : دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام

گفت : آخر هیچ سرگرمی نداری روز و شب ؟
گفت : سرگرم نمازو سجده و سجاده ام

گفت : لابد ثروتی داری و دلشادی به پول ؟
گفت : من مستضعف و مسکین مادر زاده ام

گفت : آیا راستی آهی نداری در بساط ؟
گفت : خود پیداست این از وصله ی لباده ام

گفت : گویا کارمند ساد ه ای یا کارگر ؟
گفت : بیکارم ولی از بهر کار آماده ام

گفت : بیکاری و بی پولی ؟ پس این شادی ز چیست ؟!
گفت : یک زن داشتم ، اینک طلاقش داده ام

 




موضوع مطلب :
پنج شنبه 90 آبان 26 :: 5:58 عصر ::  نویسنده : محمد

شاعر زن میگه :

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

 



ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :

پنج شنبه 90 آبان 26 :: 5:27 عصر ::  نویسنده : محمد

خنده دارترین فرهنگ لغت دنیا

این فرهنگ لغت یکمی با بقیه فرق میکنه !

یعنی برداشتی که از کلمه میشه یه جورایی متفاوته

در ادامه با بعضی از این کلمات آشنا میشویم:

 

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

Saturday : روز جهانی ساطور

Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه‌پایه : 3 تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

Category: این گربه کدوم گوریه؟

Morphine: باید بیشتر فین کنی

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

MissCall: دختر نا بالغ را گویند

Freezer: حرف مفت

Already: گند زدی به همش رفت !

نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده

کته ماست : آن گربه مال ماست

مشروبات : روبات مشهد رفته

  

 



ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :

سه شنبه 90 آبان 24 :: 1:19 صبح ::  نویسنده : محمد

آموزش زبان شیرین آذری در 3 سوت

9 قاعده این زبان شیرین عبارتند از:

1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
کبریت = کربیت تبریز = تربیز


2- حرف گ
الف - در اول کلمه ق ادا می شود: گازوئیل = قازوئیل
و
ب - در سایر موقعیتها ج ادا میشود: تگرگ = تجرج


3- گاه در مواردی ناشناخته حرف ه
الف - در آخر کلمه به ی تبدیل میشود : گوجه فرنگی = قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
و
ب - در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود: ماهی تابه = مایتابو

4- ق و گ
الف - صدای ق به صدای گ تبدیل می شود: قند = گند
و
ب - حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. گلابی = قلابی
ج - در برخی موارد ق حذف میشود: آقای رئیس = آی رئیس


5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر = مدور


*آنتراکت بین کلاس*

 

بفرما نون بربری

.

.

.

.

.

و اما ادامه قواعد ...

 


6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال = میثال
ابتدا = ایبتیدا
چراغ = چیراگ


7- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله و نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صداهای(ش خ چ ق) ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:

من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد = من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهیم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن = مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر = سلام آی دُهتر
زبان بیسیک = زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ = چخار موقونو ؟

8- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم = من به شما نبودی !

9- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ = حالش خوبی

 

 پایان کلاس

 

بیا یه لقمه نون بربری بزن!




موضوع مطلب :
پنج شنبه 90 آبان 19 :: 12:19 عصر ::  نویسنده : محمد

سزای کسی که با خر طرف شود

در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند. روزی از روزهاخری برای خوردن علف به چمنزار می آید

و مشغول خوردن می شود.از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود،

می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز

می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد. خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و

عربده کشان زنبور را دنبال می کند.زنبور به کندویشان پناه می برد.به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون

می آید و حال و قضیه را می پرسد.خر می گوید :« زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را

بکشم.»ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور

خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور

به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است. ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می

فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید: « شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.» خر قبول نمی کند

و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه

زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گوید:

« قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟»ملکه زنبورها با

تاسف فراوان می گوید:« می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو این است که با خر جماعت طرف شدی که

زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است»




موضوع مطلب :
1   2   >   
http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com
درباره وبلاگ


هدف من از ساختن این وبلاگ تنها آوردن لبخند بر روی لبان شما عزیزان بود!

دریافت کد ساعت IS

کد تغییر شکل موس